هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
169
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مختصرى از وضع شهر تفليس در « تاريخ اخبار الدّول » مسطور است كه « تفليس » از ابنيهء « انوشيروان عادل » است . و در بعضى از تواريخ چنين مذكور است كه « يافث » فرزند « حضرت نوح » - على نبيّنا و عليه السّلام - را 9 نفر پسر بود كه هريك از ولايات معتبرهء روى زمين ، مانند « خراسان » و « سقلات » « 1 » و « تفليس » و امثال آن ، منازل و مساكن آنها بوده و به نام آنها مسمّى شده است . به قول بعضى لفظ « تفليس » مأخوذ از زبان « ارمنى » و مركب از دو كلمهء « تف » و « لس » است ، يعنى « آب گرم » . فى الجمله ، شهر « تفليس » معظّم ولايات « گرجستان » است . چون هر يكى از مسافرين كه بدين شهر عبور كرده ، شمّه [ اى ] از وضع اين شهر در « سفرنامه » خود مندرج كردهاند ، اين حقير نيز آنچه در اين شهر معمور تفرج كرده ، به جهت اطلاع ناظران مىنگارد . شهر « تفليس » دار الحكومت ولايت « قفقازيّه » است . و ولايت « قفقازيّه » ممتد است از سمت شمال از 46 درجه [ و ] 4 دقيقه خط طول شمالى الى 39 درجه و 30 دقيقه . حدّ مزبور از بندرات . . . « 2 » « درياى آزوف » تا بندر « آسترا » « 3 » كه واقع در ساحل « بحر خزر » است ، ممتد است و از طرف شرقى از درجه 54 الى 68 درجه خط عرضى جزيرهء « فيرو » ممتد است . سطح آن عرضا و طولا 187 ، 439 كيلومتر مربع است . عدهء نفوس اين ولايت ، به قرار اطّلاع رسميّه كه در سنه 1867 ميلادى به شماره رسيده ، 851 ، 387 ، 5 نفر بوده است . در هر كيلومتر مربّع ، بالتّساوى 12 نفر ساكن است . طوايف معروفى كه در اين ولايت ساكنند ، مختلف است : [ 1 ] قسمتى از « مسلمانان » ، چادرنشيناناند ، كه به زبان « تركى » متكلّم هستند . شغل آنان حيوانات و چهارپايان نگاه داشتن است .
--> ( 1 ) . سقلاب ( Saqlab ) در افسانهها پسر دوم يافث بوده كه بعد از « چين » متولد شده و سقلاب يا صقلاب همان قوم اسلاو است . در اينجا به اشتباه سقلات آمده است . ( 2 ) . هيچ نامى نيامده و يك خط تيره گذاشته است . شايد منظور « روستوف » بوده است . ( 3 ) . بندرى به اين نام نداريم ، احتمالا همان آستراخان ( Astraxan ) است .